مسافر جاده ی تنهایی

لبخند--> عشق --> اشک -->انتظار

welcome

        Avazak.ir smili16 تصاویر زیباسازی وبلاگ (1)                                                                    Avazak.ir smili16 تصاویر زیباسازی وبلاگ (1)                              






                        





برچسب‌ها: مقدمه
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1391ساعت 0:45  توسط *_*دلتنگی*_*  | 

خاطره ات به جای تو

خاطره ات به جای تو

خسته‌تر از صدای من، گریه‌ی بی‌صدای تو
حیف که مانده پیش من، خاطره‌ات به جای تو

.
رفتی و آشنای تو، بی‌تو غریب ماند و بس
قلب شکسته‌اش ولی پاک و نجیب ماند و بس

.
طعنه به ماجرا بزن، اسم مرا صدا بزن
قلب مرا ستاره کن، دل به ستاره‌ها بزن

.
تکیه به شانه‌ام بده، دل به ترانه‌ام بده
راوی آوارگی‌ام، راه به خانه‌ام بده

.
یک‌سره فتح می‌شوم، با تو اگر خطر کنم
سایه‌ی عشق می‌شوم، با تو اگر سفر کنم

.
شب‌شکن صد آینه با شب من چه می‌کنی؟
این همه نور داری و صحبت سایه می‌کنی

.
وقت غروب آرزو بهت مرا نظاره کن
با تو طلوع می‌کنم ولوله‌ای دوباره کن

.
با تو چه فرق می‌کند زنده و مرده بودنم
کاش خجل نباشم از زخم نخورده بودنم


برچسب‌ها: شعر عاشقانه
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم آذر 1393ساعت 22:36  توسط *_*دلتنگی*_*  | 

منتظرلحظه ای هستم که ...

منتظر لحظه اي هستم كه دستانت را بگيرم در چشمانت خيره شوم دوستت دارم را بر لبانم جاري كنم منتظر لحظه اي هستم كه در كنارت بنشينم سر رو شونه هايت بگذارم….از عشق تو….. از داشتن تو…اشك شوق ريزم منتظر لحظه ي مقدس كه تو را در اغوش بگيرم بوسه اي از سر عشق به تو تقديم كنم وبا تمام وجود قلبم و عشقم را به تو هديه كنم اري من تورا دوست دارم وعاشقانه تو را مي ستايم



برچسب‌ها: منتظرم
+ نوشته شده در  شنبه نهم فروردین 1393ساعت 20:46  توسط *_*دلتنگی*_*  | 

حال این روز های من


نمیدونم این روزهام چطور میگذره فقط میدونم که میگذره.با ابهام،با یک گیجی ممتد،با

خلسه ای بی پایان....شاید به آرامش قبل از طوفان بیشتر شبیه باشه.میدونم قراره
طوفانی در درونم اتفاق بیفته اما هیچ ذهنیتی در موردش ندارم...


برچسب‌ها: حال من
+ نوشته شده در  شنبه نهم فروردین 1393ساعت 20:41  توسط *_*دلتنگی*_*  | 

کلبه عشق

بغلم کن عشق خوبم بذار حس کنم تنتو...
از حرارتت بمیرم بگیرم عطر تنتو...

واسه من آغوش گرمت تنها جای امن دنیاست...
ساز آشنای قلبت خوشترین آهنگ دنیاست...

منو که بغل بگیری گم میشم تو شهر رویا...
بند میاد نفس تو سینم مثل مجنون پیش لیلا...

به تو شفاف و برهنه دل سپردم بی محابا...
بغلم کن تا نمیرم بی تو، تو دستای سرما...

مثل دامن فرشته شب ما قدیس و پاکه...
حتی ماه به حرمت ما، عاشقونه تر می تابه...

بغلم کن عشق خوبم بذار آرامش بگیرم...
سر بذارم روی شونت با نفسهات خو بگیرم...

برچسب‌ها: جملات عاشقانه
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392ساعت 11:13  توسط *_*دلتنگی*_*  | 

همیشه با منی

 - آرمیتی فرهادیان,ج ا س م ی ن ,باران راد,شانی ی,سارمن ادیب,منا آرامش,مـ ـ ـ ـ ـارشـ ـ ـ ـ ـال ج,


برای دوست داشتنت
محتاج دیدنت نیستم...
اگر چه نگاهت آرامم می کند
محتاج سخن گفتن با تو نیستم...
اگر چه صدایت دلم را می لرزاند
محتاج شانه به شانه ات بودن نیستم...
اگر چه برای تکیه کردن ،
شانه ات محکم ترین و قابل اطمینان ترین است!
دوست دارم بدانی ،
حتی اگر کنارم نباشی ...
باز هم ، نگاهت می کنم ...
صدایت را می شنوم و به تو تکیه می کنم
همیشه با منی ،
و همیشه با تو هستم، هر جا که باشی...


برچسب‌ها: شعر عاشقانه
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392ساعت 11:1  توسط *_*دلتنگی*_*  | 

وقتی دو قلب ....

وقتی دو قلب برای یکدیگر بتپد،
هیچ فاصله ای دور نیست،
هیچ زمانی زیاد نیست
و هیچ عشق دیگری
نمی تواند آن دو را از هم دور کند.
محـــــــکم ترین برهـــــان عــــــشق، اعتـــــــــماد است..


برچسب‌ها: جملات عاشقانه
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392ساعت 10:57  توسط *_*دلتنگی*_*  | 

میشه تمام زندگی رو در اغوش گرفت


گــــــــاه می توانــــــــ تمامـــــــــ زندگیــــــ را در اغوشـــــــــ گرفتــــــــ

اگــــــــــــــــــ ــــ ــ ـــــــــــــــــر

تمامـــــــ زندگیتـــــــــــــ یکـــــــ نفــــــ ــــ ـــــــر باشـــــــــــــد..


برچسب‌ها: شعر عاشقانه
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392ساعت 10:52  توسط *_*دلتنگی*_*  | 

نمیدانم



نمی‌دانم چیستی !
 
آن‌قدر می‌دانم که

هرگاه واژگان به تو رسیدند مبهم شدند

و هرگز نتوانستند تو را به من برسانند.

چگونه می‌توانم ترجمانی از تو داشته باشم ؟

هنگامی که در وهم و خیال هم نمی‌‌گنجی.

به هر کجا که می‌رسم، رد پایی از تو باقیست...

شاید روی زمین نباشد


برچسب‌ها: شعر عاشقانه
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392ساعت 9:12  توسط *_*دلتنگی*_*  | 

خوب ترین حادثه


با همه‌ی بی سر و سامانی‌ام 

باز به دنبال پریشانی‌ام 

طاقت فرسودگی‌ام هیچ نیست 
در پی ویران شدنی آنی‌ام 

آمده‌ام بلکه نگاهم کنی  عاشق آن لحظه‌ی طوفانی‌ام 

دلخوش گرمای کسی نیستم 
آمده‌ام تا تو بسوزانی‌ام 

آمده‌ام با عطش سال‌ها 
تا تو کمی عشق بنوشانی‌ام 

ماهی برگشته ز دریا شدم 
تا تو بگیری و بمیرانی‌ام 

خوب‌ترین حادثه می‌دانمت 
خوب‌ترین حادثه می‌دانی‌ام؟ 

حرف بزن ابر مرا باز کن 
دیر زمانی است که بارانی‌ام 

حرف بزن، حرف بزن، سال‌هاست 
تشنه‌ی یک صحبت طولانی‌ام 

ها به کجا میکشی‌ام خوب من؟ 
ها نکشانی به پشیمانی‌ام!


برچسب‌ها: شعری از محمد علی بهمنی
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392ساعت 13:20  توسط *_*دلتنگی*_*  | 

سینه ام ...




سینه ام یک دفتر تا خورده است
واژه هایش خیس و سرد و مرده است
من نمیگویم ولی انصاف نیست
دوریت گویی دلم را برده است …


برچسب‌ها: شعر عاشقانه
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392ساعت 13:14  توسط *_*دلتنگی*_*  | 

دلم ...




دلم از عشق سهم کمـــــــــــــــــــی داشت

برایم با تو بودن عالمــــــــــــــــــی داشت


برچسب‌ها: شعر عاشقانه
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392ساعت 13:8  توسط *_*دلتنگی*_*  | 

بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم !


در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید


یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم


ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ


یادم آید : تو بمن گفتی :
ازین عشق حذر کن !
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب ، آئینة عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا ، که دلت با دگران است
تا فراموش کنی ، چندی ازین شهر سفر کن !


با تو گفتنم :
حذر از عشق ؟
ندانم
سفر از پیش تو ؟
هرگز نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پَر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو بمن سنگ زدی ، من نه رمیدم ، نه گسستم
باز گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو درافتم ، همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم ، نتوانم … !


اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب نالة تلخی زد و بگریخت !
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید


یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم
نگسستم ، نرمیدم


رفت در ظلمت غم ، آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزده خبر هم
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم !
بی تو ، اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم


برچسب‌ها: شعر فریدون مشیری
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392ساعت 12:52  توسط *_*دلتنگی*_*  | 

به خداحافظی تلخ تو....

به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد

که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد

لب تو میوه ممنوع ولی لبهایم

هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد

 

با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر

هیچ کس، هیچ کس اینجا به تو مانند نشد

هر کسی در دل من جای خودش را دارد

جانشین تو در این سینه خداوند نشد

 

خواستند از تو بگویند شبی شاعرها

عاقبت با قلم شرم نوشتند: نشد!


برچسب‌ها: شعر فاضل نظری
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392ساعت 11:10  توسط *_*دلتنگی*_*  | 

دیوار سرد تنهایی



امشب درد دل های نا تمامم را برای تو آوردم…


حقیقتش را بخواهی محرمی جز تو دراین بازار کساد بی کسی ندیده ام!


گذشته ها شاید از سردی و سکوتت می رنجیدم


اما امشب خوشحالم مونس دردها و گلایه هایم تویی!!


تویی که باهمه سردی و سکوت


باز هم درد دل های تکراریم را می شنوی و پشتم را خالی نمی کنی…


تکیه که بر شانه ات میزنم…بر سرم خراب نمی شوی…


کاش این آدمک های انسان نما هم از تو یاد بگیرند…


یاد بگیرند


وقتی بهشون تکیه می کنی…


پشتت را خالی نکنند


با زخم زبانشان بر زخمت مرحم نگذارند


خیانت نکنند


دورت نزنند


اما…

دل خوشم به داشتنت دیوار..


گرچه برای درد دل های ناتمامم مرحمی نیستی تا آرامم کنی


اما مطمئنم که زخمی بر زخم هایم نمی نشانی…


برچسب‌ها: دیوار سرد تنهایی
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آبان 1392ساعت 15:20  توسط *_*دلتنگی*_*  | 

بس که دیوار دلم کوتاه است

بس که دیوار دلم کوتاه است

هرکه از کوچه تنهایی ما می گذرد

به هوای هوسی هم که شده

سرکی می کشد و می گذرد


برچسب‌ها: بس که دیوار دلم کوتاه است
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آبان 1392ساعت 14:58  توسط *_*دلتنگی*_*  | 

تو نمیدانی

تو نمیدانی که تمام لحظات بی تو را با تو گذراندم به تنهایی …




برچسب‌ها: تو نمیدانی
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آبان 1392ساعت 14:55  توسط *_*دلتنگی*_*  | 

گله از چشم سیاه تو فراوان دارم


گله از چشم سیاه تو فراوان دارم


در دلم حسرت آهوی بیابان دارم

باد می آید و در گیسوی تو می پیچد

گفته بودم: خبر از زلف پریشان دارم

تو سلیمانی و من مثل نهنگی هستم

که گرم آب دهی باز غم نان دارم

عشق مثل خوره افتاده به جانم امّا -

من به دستان طبیبانه ات ایمان دارم

نفس حوصله ام تنگ شد از دوری تو
در دلم ابر به پا شد، تب باران دارم...


برچسب‌ها: گله از چشم سیاه تو فراوان دارم
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آبان 1392ساعت 13:44  توسط *_*دلتنگی*_*  | 

اجازه هست؟؟؟

اجازه هست که عشقتو،توکوچه هادادبزنم؟


روپشت بوم خونه هااسمتوفریادبزنم؟

اجازه هست که هرنفس ترانه بارونت کنم؟

ماه وستاره روبازم فدای چشمونت کنم؟ 

اجازه هست که خنده هات قلبموازجابکنه؟

بهت بگم عاشقتم،دوست دارم یه عالمه

اجازه هست نگاهتو،توخاطرم قاب بکنم؟

چشمی که بدخواهمونه،به خاطرت خواب بکنم؟

اجازه فریادبزنم:توقلبمی تابه ابد؟

بدون اگه رسوابشم به خاطرت خوبه،نه بد!

اجازه هست دریاباشم،کویرروپیمونه کنم؟


توصدف دلم بشی،من تودلت خونه کنم؟


اجازه هست....؟؟


برچسب‌ها: اجازه هست
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1392ساعت 14:45  توسط *_*دلتنگی*_*  | 

دلم برایت خیلی تنگ شده

دلم برایت خیلی تنگ است

شاهدم نیز گوشی تلفنی است که بارها و بارها در دست گرفته ام

و تک تک شماره هایت را با تمانینه بر رو ی صفحه لمس نموده ام

اما همیشه شماره آخر را نتوانستم بگیرم

نمیدانم چرا؟!

مثل همیشه دلتنگ و بی قرارت هستم

مثل همیشه مشتاق و عاشقت هستم

نمیدانم کجائی؟! چه میکنی؟!

اما میدانم که چه باشی یا نباشی همیشه عاشقت می مانم

از من دوری اما هیچ گاه یادت نگذاشت تا دوریت برایم پایدار باشد

شاید ندانی هر شب این رویای توست که مرا به خواب دعوت می کند



برچسب‌ها: دلم برایت تنگ شده
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1392ساعت 14:43  توسط *_*دلتنگی*_*  | 

بیا با هم غصه بخوریم


خیلی وقتا بهم گفتن چرا می خندی

بگو ما هم بخندیم.

اما هرگز نگفتن چرا غصه می خوری

بگو ما هم بخوریم !



برچسب‌ها: بیا با هم غصه بخوریم
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1392ساعت 8:54  توسط *_*دلتنگی*_*  | 

افرین پیشرفت کردی!!!!!





از کسی که دلش گرفته نپرسید: چرا...؟؟؟

ادمها وقتی نمیتوانند

"دلیل ناراحتیشون" را بگویند

دلشون میگیرد...

برچسب‌ها: دلم شکست
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مهر 1392ساعت 15:34  توسط *_*دلتنگی*_*  | 

به من عشق تعارف نکنید!



همه چیز را یاد گرفته ام !
یاد گرفته ام که چگونه بی صدا بگریم
یاد گرفته ام که هق هق گریه هایم را با بالشم ..بی صدا کنم
تو نگرانم نشو !!
همه چیز را یاد گرفته ام !
یاد گرفته ام چگونه با تو باشم بی آنکه تو باشی !
یاد گرفته ام ….نفس بکشم بدون تو……و به یاد تو !
یاد گرفته ام که...
 


برچسب‌ها: به من عشق تعارف نکنید
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مهر 1392ساعت 8:49  توسط *_*دلتنگی*_*  | 

روی دیوار


روی دیوار


روی سایه ایـــــ که به جا مانده از تو

چشــــم می کشم و دهانی که بخندد

به این همه تنهایی و انتـــظار ...

این خانه بعد از تو فقـــــط دیوار استـــــ

و تکه ذغالی که خطــــ می کشد
نیامدنتـــــــــ را ...

برچسب‌ها: شعر عاشقانه
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1392ساعت 10:46  توسط *_*دلتنگی*_*  | 

فراموشت نکردم

وقتی می گویم : دیگر به سراغم نیا !


فکر نکن که فراموشت کرده ام ….


یا دیگر دوستت ندارم !


نه ….


من فقط فهمیدم :


وقتی دلت با من نیست ؛


بودنت مشکلی را حل نمی کند ،


تنها دلتنگترم میکند … !



تو مقصری، اگر من دیگر " منِ سابق " نیستم

پـس من را به "مـن" نبودن محکوم نکن !

من همـانم .. همان پسر مهربون و صبور . پر از محبت ..

یـادت نمی آید؟

من همانـم

حتی اگر این روزها بویِ بی تفاوتی بدهم ...


برچسب‌ها: فراموشت نکردم
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مهر 1392ساعت 9:5  توسط *_*دلتنگی*_*  | 

عکس



برچسب‌ها: عکس
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مهر 1392ساعت 8:35  توسط *_*دلتنگی*_*  | 

جملات زیبا

http://ap1.persianfun.info/img/92/1/Namayeshe%20Ehsas%2011/10.jpg

این قاعده ی بازی است....
اگر دست دلتان رو شد که دوستش داری ...
باختنت حتمی است ...
مراقبِ آخرین جمله‌ی آخرین دیدار باشید ؛
دردش زیاد است!


برچسب‌ها: جملات زیبا
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1392ساعت 20:22  توسط *_*دلتنگی*_*  | 

باور کن...


http://ap2.persianfun.info/img/92/2/Namayeshe%20Ehsas%2013/7.jpg




باور کن ...



گاهی زندگی در دست هایی که از خودش گذشته تا تو را آرام کند

به تمام اتفاق های مانده و نمانده می ارزد .......

زندگی گاهی از هر طریقی می چسبد

وقتی کسی را داری که مرگ طبیعی با او را

به هر زندگی ِ غیر طبیعی ِ سرکش بدون او / ترجیح دهی ......

کسی با چشم های کشیده ...

که از هر بارانی که بی من / می آید می ترسد


برچسب‌ها: باور کن
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1392ساعت 20:18  توسط *_*دلتنگی*_*  | 

باران

مـی گـویـنـد بـاران کـه بـبـارد

بـوی ِ خـاک بـلـنـد مـی شـود . .

پـس چـرا ایـنـجـا

بـاران کـه مـی بـارد


عـطـر خـاطـ ـره هـا مـی پـیـچـد ؟ . . .




برچسب‌ها: باران
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم مرداد 1392ساعت 21:49  توسط *_*دلتنگی*_*  | 

دل



 جاگذاشته ام دلی

هرکه یافت

مژدگانی اش تمام “زندگی ام”

برچسب‌ها: متن عاشقانه, تصویر
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1392ساعت 13:30  توسط *_*دلتنگی*_*  | 

مطالب قدیمی‌تر